مهـــــتاب هــــمیشه ســـــــبز

این بنده به خاک افتاده را ببخش ....
مهـــــتاب هــــمیشه ســـــــبز

* با نام خــدای مهربونم*

به هم اجازه زندگی کردن بدیم....


زمان همه چیزو تغییر میده...
تاکید: " کپی برداری بدون اجازه ممنوع"

منوی بلاگ
آخرین مطالب
پیوندها

مهـــــتاب هــــمیشه ســـــــبز

این بنده به خاک افتاده را ببخش ....





با نام و یاد خدا

پنجشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۵، ۰۷:۰۶ ب.ظ


چیزی نمی ماند...

و تنها به گل های سرخ گلدان های خالی خیره بود...

سر از چیزی در نمی آورد اما ... چیزهای زیادی میدانست که هنوز برایش روشن نبود...

گاهی خیال میکرد این همه سکوت نشانه کدام رضایت است که تا ته هرآنچه باید می رفت، نمیرفت اما همچنان منتظر بود !!!

معجزه های ناپیدا فقط در چنگال ذهن های مریض به تکاپو افتاده اند... درست در نقطه ای که مرا از من جدا خواهد کرد و فراسوی مرا به رخ هرآنچه بوده ام خواهد کشید...

نه رخ گرد مهتاب و نه شبانه های گرفتار...

چیزی به نام "شروع"...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۱/۲۱
حدیث سامی

نظرات  (۱)

متن عالی بود ...


سلام علیکم
عاقبتتون بخیر بحق حضرت زهرا سلام الله علیها

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">