مهـــــتاب هــــمیشه ســـــــبز

دلتنگ کسی باش که " دلتنگته"....

دلتنگ کسی باش که " دلتنگته"....

مهـــــتاب هــــمیشه ســـــــبز

* با نام خــدای مهربونم*

وقتی به دیگران میگویی : " باشه"
حواست باشد به خودت " نه " نگفته باشی...

"پائولو کوئیلو"


زمان همه چیزو تغییر میده...
تاکید: " کپی برداری بدون اجازه ممنوع"

بایگانی
آخرین مطالب
پیوندها

بفهم...

به نام خداجون


اینکه یه چیز غیر منطقی از خدا بخوایم ... بگی نگی خنده داره...

تو این دنیا هر خواسته ای واسه اجابت باید دوطرفه باشه...

حتی اگه اون خواسته شی باشه ...

وقتی سهم من از دنیا و خیر و خوشبختی من از دنیا مثلا نرسیدن به هدفی هست که دنبالشم...

پس هرکاریم کنم بهش نمیرسم ... چون هدفم منو نمیخواد... مال من نیست! سهم من نیست!

ولی عوضش توی یه حرفه دیگه که بهش علاقه هم دارم آدم موفقی میشم و بعد به خدا میگم چه خوب که من این خوشبختی رو دارم...  نه اون خوشبختی رو...

این دقیقا واسه آدما هم هست...

وقتی یکی ، یکیو میخواد خب باید طرف مقابل هم بخوادت که راه به جایی ببری یا نه؟ 


یا به قول همین شعر معروف که : تا که از جانب معشوقه نباشد کششی

                                     کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد...


اینکه توی دنیا سهمت کسی نیست که بهش دل بستی ... خب وقتی بهش نرسی وقتی که میگی فقط از خدا میخوای...بعد که نشد از کی میخوای گله کنی ؟ از خدا؟

نه... اونوقت باید یقه خودتو بگیری و بگی : فکر و خیالتو واسه کی گذاشتی؟ واسه کسی که از اولش مال تو نبود؟


بهتره آدم وجودشو واسه کس و چیزی بذاره که سهمشه...

توکل کنه و خیر بخواد... و بعد منطقی و عقلانی نگاه بندازه به دور و برش ... ببینه خیری که خداجون واسش میفرسته و خوشبختیش باهاشه چیه و دودستی بچسبه بهش...

نه اینکه چشم بدوزه به چیز و کسی که سهمش نیست و آرامش فکرشو بهم بزنه واسه هیچ و پوچ...


اینارو منی میگم که خودمو خوب میشناسم... احساسمو... هدفمو... خواستمو....

پس بیخودی تو این زندون مسخره ای که واسه خودت ساختی به دیوار نکوب .. دری وا نمیشه... والسلام.




خودت باش

*خداجون*

بهتره خودت باشی تا کس دیگه...

بهتره تنها باشی تا اینکه به اشتباه کسی جفت بشه باهات...

اینو از سر تجربه میگم ... تجربه نبودن و نشدنای آدما....

آدمائی که خودشون رو کس دیگه جا زدن که دل به دست بیارن ولی به دست که نیاوردن هیچ... خیلی چیزارو هم از دست دادن...

مثل اعتماد معشوق! مثل اعتبار خودش! مثل باور معشوق! مثل آرزوی خودش...

خودمون باشیم...

خودمون رو همونطور که هستیم تعریف کنیم...

اگه عشق هست پس غروری وجود نداره ...

اگه غرور هست پس حتما یه جای  عشقمون میلنگه که دست به گردن غروریم...

خودمون باشیم...

بعضیا با خودشون نبودن خوشبختیشونو تو نطفه خفه کردن...

خودت باش...



پا نوشت: امروز زیاد به خود بودن فکر کردم. چون یه نفر خودش نبود و امروز دونستم کسی رو که دوست داشته از دست داده!


* خداجون*

تردید ...

سلام...

نمیدونم هنوز کسی میاد یا نه ..

آمار سایت دلیل بر خونده شدن نیست...

با این همه استرس و درس دیگه حوصله نمیمونه واسه اومدن... مخصوصا که مدت هاست دیگه نه میسرایم نه می نویسم ... !!!

اما با این همه حال یه روزایی یه چیزایی همه زندگیمو گرفته بود تو مشتش و  امروز همون چیزا که زندگیمو تو مشتش گرفته بودو میشناسم ... میفهمم... واقعا که بعد از هر سختی آسانیست...

*خداجون* بخواد دارم سمت همه خواسته هام کشیده میشم ولی امان از تردیدای این روزام...

گیج و بلاتکلیفم... انگار چشممو بستن و انداختنم توی یه جزیره ناشناخته و بعد که چشممو باز میکنم میبینم  نه راه رفتمو میشناسم نه راه برگشت....

شروع...

فروشگاه اینترنتی مای خرید